دیوار برلین

دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴

"Forget not the tyranny of this wall ... 
Nor the love of freedom that made it fall ..."

بعد از جنگ جهانی دوم برلین به چهار بخش تقسیم شد. هر کدام از کشورهای انگلیس، آمریکا، فرانسه و شوروی بخشی را تحت سلطه خود درآوردند. شرق برلین، بخش شوروی و غرب در اختیار سه کشور دیگه بود. روز 13 اگوست 1961 مردم برلین وقتی از خواب بیدار می‌شن با تصمیم نیکیتا خروشچف (Nikita Khrushchev) مبنی بر جدایی آلمان شرقی و غربی توسط یک دیوار مواجه می‌شوند.

اوایل، این دیوار که با القابی همچون Antifascist Protection Rampart یا The Iron Curtain معرفی شد، فقط یه فنس بوده و بالاش سیم خاردار کشیده شده بود. ولی چون مردم هنوز از این فنس رد می‌شدند، با بلوک سیمانی یه دیوار بلند ساختند و سمت غربی دیوار موانع مختلف همچون خار، سگ و میدان مین گذاشته بودند. و همچنین در قسمت‌های مختلف مامور با حکم تیر قرار دادند.
در طول این سال‌ها کسانی که از دیوار رد می‌شدند اگر گیر می‌افتادند، یا کشته می‌شدند و یا بازداشت. خفقان انقدر بالا بود که حتی اگر کسی به فکر فرار و گذشتن از دیوار هم بود بازداشت و بازجویی می‌شد. در طی این مدت یعنی از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹ مردم، روش‌های مختلفی را برای عبور از این دیوار استفاده می‌کردند. اوایل که هنوز دیوار بلند و سیمانی نشده بود از آن می‌گذشتند، بعدها بالون ساخته بودند، تونل زده بودند یا تعدادی از رود و فاضلاب رد شدند.

در نهایت تجمع‌های خودجوش، تغییرات سیاسی، تغییرات اجتماعی مثل افزایش آگاهی عمومی، تغییر در ارزش‌ها و نگرش‌ها و تحولات فرهنگی در سال ۱۹۸۹ باعث فروپاشی این دیوار می‌شه.
دیدار ریگن به ویژه در دهه ۱۹۸۰ نقش کلیدی در کاهش تنش‌های جنگ سرد داشت. ریگن فشارهای سیاسی و اقتصادی را روی شوروی افزایش داد و در عین حال از طریق دیپلماسی و گفتگو فضایی برای همکاری و کاهش تنش ایجاد کرد. همین ترکیب فشار و تعامل باعث شد که گورباچف هم سیاست‌های اصلاحات رو بپذیرد و کاهش تنش‌ها و فروپاشی دیوار برلین بشه.

یکی از دلایل اصلی ساخت این دیوار جلوگیری از فرار مغزها گفته شده بود. دلایل دیگر جلوگیری از نارضایتی‌های اجتماعی و جلوگیری از فرهنگ نفوذ غرب از دلایل دیگر بود. به نظر بنده، دیوار برلین نماد یکی از نابخردانه‌ترین فصل‌های تاریخ بشر بود؛ سازه‌ای که نه برای امنیت، بلکه برای اسارت انسان‌ها بنا شد و بیش از سی سال، رنج، جدایی و سرکوب را بر زندگی میلیون‌ها انسان تحمیل کرد.
و اگر آن آگاهی و دانش عمومی مردم در سال ۱۹۸۹ از ابتدا وجود داشت، مقاومت در برابر ساخت دیوار قوی‌تر می‌شد و احتمال زیاد اصلا به این مرحله نمی‌رسید. وقتی آگاهی و صدای مردم خاموش می‌شه، ظالم می‌تواند به راه خود ادامه دهد. این واقیعت تاریخی همواره به ما یادآوری می‌کند که آگاهی و مقاومت جمعی نقش بسیار مهمی در تغییرات اجتماعی و سیاسی دارند.

سورس