آینده بشریت (۱)
دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴
بعضی وقتا از خودم میپرسم این همه تلاش برای چی؟ آیا منجر به نیکی میشه؟ آیا تاثیر مثبتی خواهد داشت در آیندگان؟ اصلا کسی دستاوردها و تمام کارهای عام المنفعه من را به یاد خواهد داشت؟
با دیدن فیلم ماشین زمان، سوالاتم با یک پاسخ ناراحت کننده مواجه شد. آیندهای که در این کتاب به تصویر کشیده شده بسیار غمانگیز است که نشون میده آدما به دو دسته تقسیم شدن. یه سری که برای خودشون زندگی میکنند و دسته دیگری آدمخوار که از اینها تغذیه میکنند. دسته اول بسیار خود محور هستند و هیچ کمکی به هم نمیکنند. هیچ اثری از کتاب و دانش و همدلی نیست. شخص مسافر زمان بسیار خشمگین و ناامید رو به مردم میگه پس چی شد این همه تلاش ما؟
حقیقتا بعد از دیدن فیلم تا چند روز و حتی دو سه هفته حالم گرفته بود. همش با خودم میگفتم یعنی آخرش همین طوری میشه. همه چی رو بیهوده میدیدم. ناامیدی وجود آدم رو وقتی بگیره دیگه دست از تلاش برمیداره.
چند روز پیش تصادفی با شخصیتی به نام نوال السعداوی آشنا شدم. نویسنده و مبارز مصری که بسیار شخصیت زیبایی داره و امیدوار به آینده بود. بر عقیده ایشون امید، قدرت میده. در پست بعد درباره ایشون صحبت میکنم.
نکته یک- این فیلم براساس کتابی به همین اسم در سال ۱۸۹۵ نوشته شده، ساخته شده.
نکته دو- باید توجه داشت که هربرت جرج ولز(H. G. Wells)، نویسنده این کتاب تحت تاثیر روزگار کپیتالیستی خودش (اواخر قرن ۱۹ انگلیس) که اختلاف طبقاتی فاحشی در جامعه وجود داشته این کتاب رو نوشته.